سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387
I'm Coming

من اومدم.
می دونم کلی از نبودنم ناراحت بودید و شب و روز غصه و دلنگرانی داشتید،منتظرم بودید و از این حرفا!!!
از اونجايي كه دل كوچيكي دارم....دلم نيومد بيشتر از اين در انتظار من بمونيد پس:
مژده و بشارت و هر چيزي كه هم معني ايناست بدهيد كه ماريا معود ظهور كرد و پا روي چشم منتظران گذاشت و اونا رو با ظهور خود بسي شادمان ساخت.
بسه دیگه!!!!!!!!
واسه امروز زيادي خوشحال شديد.
.
.
تا روز ديگر و برنامه ديگر.....خــــــــــــــدا نگهــــــــــــــــــــدار(كش دار بخونيد اين قسمت رو)
شنبه بیست و هفتم مرداد 1386
بازهم میلان

WOW![]()
![]()
گوش شیطون کر ...چشم حسود کور...میلان داره می شه میلان سابق .یه معجزه دیگه هم این هستش که: ایزاگی جدیدن از توی آفساید در اومده و داره به گلزنی رو می یاره
اونم نه یکی....۲ تا دو تا(توی تاریخ باید ثبت بشه!)

با اینکه میلان رو با هیچ تیمی عوض نمی کنم و واسه پیروزی میلان در پوست خودم گنجایش نمی شم(به زبان خودم گفتم!) ولی........
امیدوارم یوونتوس هم به شرایط قبلی بر گرده و بشه همون یوونتوس سابق. واقعا تیمی به این خوبی حیفه بخواد اینجوری پیش بره!![]()
خلاصه اینکه میلان دوستان عزیز:
تبریک می گم.
یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386
وداع

می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
می برم،تا که در آن نقطه دور
شستشویش دهم از رنگ گناه
شستشویش دهم از لکه عشق
زین همه خواهش بی جا و تباه
می برم تا ز تو دورش سازم
ز تو، ای جلوه ی امید محال
می برم زنده به گورش سازم
تا از این پس نکند یاد وصال
ناله می لرزد، می رقصد اشک
آه،بگذار که بگریزم من
از تو، ای چشمه جوشان گناه
شاید ان به که بپرهیزم من
عاقبت بند سفر پایم بست
می روم، خنده به لب، خونین دل
می روم از دل من دست بردار
ای امید عبث بی حاصل
یکشنبه چهاردهم مرداد 1386
شکلات

با یک شکلات شروع شد.من یک شکلات گذاشتم توی دستش.او یک شکلات گذاشت توی دستم.
من بچه بودم.او هم بچه بود.سرم را بالا کردم.سرش را بالا کرد.دید که مرا می شناسد.گفت:"دوستیم؟"
گفتم:"دوست دوست" گفت:"تا کجا؟" گفتم:"دوستی که (تا) ندارد. گفت:"تا مرگ!" خندیدم و گفتم:" من که گفتم تا ندارد." گفت:"باشد،تا پس از مرگ!" گفتم:"نه،نه،نه، تا ندارد" گفت:"قبول ،تا آنجا که همه دوباره زنده می شوند، یعنی زندگی پس از مرگ. باز هم با هم دوستیم.تا بهشت،تا جهنم، تا هر کجا که باشد من و تو با هم دوستیم." خندیدم. گفتم:"تو برایش تا هر کجا دلت می خواهد یک تا بگذار.اصلا یک تا بکش از سر این دنیا تا آن دنیا.اما من اصلا تا نمی گذارم" نگاهم کرد.نگاهش کردم.باور نمی کرد.می دانستم. او می خواست حتما دوستیمان تا داشته باشد. دوستی بدون تا را نمی فهمید.
****
گفت:"برای دوستیمان یک نشانه بگذاریم." گفتم:"باشد،تو بگذار." گفت:"شکلات.هر بار که همدیگر را می بینیم یک شکلات مال تو،یکی مال من. باشد؟" گفتم:"باشد."
هر بار یک شکلات می گذاشتم توی دستش،او هم یک شکلات توی دست من. باز همدیگر را نگاه می کردیم یعنی که دوستیم.دوست دوست. من تندی شکلات را باز می کردم و می گذاشتم توی دهانم و تند و تند آن را می مکیدم. می گفت:"شکمو! تو دوست شکمویی هستی." و شکلات را می گذاشت توی یک صندوق کوچولوی قشنگ. می گفتم:" بخورش!" می گفت:" تمام می شود. می خواهم تمام نشود.برای همیشه بماند."
صندوقش پر از شکلات شده بود.هیچکدامش را نمی خورد. من همه اش را خورده بودم.گفتم:" اگر یک روز شکلات هایت را مورچه بخورد یا کرم ها. آن وقت چه کار می کنی؟"گفت:" مواظب شان هستم."
می گفت می خواهم نگه شان دارم تا موقعی که دوست هستیم و من شکلات را می گذاشتم توی دهانم و می گفتم:"نه،نه،نه،تا ندارد.دوستی که تا ندارد."
***
یک سال، دو سال، چهار سال، هفت سال، ده سال و بیست سال شده است. او بزرگ شده است. من بزرگ شده ام.من همه شکلات ها را خورده ام. او همه شکلات ها را نگه داشته است. او آمده است همشب تا خداحافظی کند. می خواهد برود. برود آن دور دورها. می گوید:" می روم اما زود بر می گردم." من می دانم می رود و بر نمی گردد. یادش رفت شکلات را به من بدهد. من یادم نرفت. یک شکلات گذاشتم کف دستش. گفتم:"این برای خوردن" یک شکلات هم گذاشتم کف آن دستش:" این هم آخرین شکلات برای صندوق کوچکت." یادش رفته بود که صندوقی دارد برای شکلات هایش. هر دو را خورد. خندیدم. می دانستم دوستی من ((تا)) ندارد. می دانستم دوستی او ((تا)) دارد. مثل همیشه. خوب شد شکلات هایم را خوردم. اما او هچکدامشان را نخورد. حالا با یک صندوق پر از شکلات نخورده چه خواهد کرد؟!
شنبه بیست و سوم تیر 1386
اگر گفتيد فرق ما چيه؟
اگر گفتيد فرق واحد پول ايران و انگليس چيه؟
در انگليس شما يك كيف اسكناس مي بريد و با اوون ماشين مي خريد....اما در ايران شما يك ماشين اسكناس مي بريد و با آن يك كيف مي خريد.
اگر گفتيد فرق گردش در تهران و پاريس چيه؟
در پاريس هر وقت خواستيد گردش كنيد از ماشين پياده مي شيد و در تهران هر وقت خواستيد گردش كنيد سوار ماشين مي شيد.
اگر گفتيد فرق يك تخم مرغ در تهران و در مسكو چيه؟
در مسكو اگر تخم مرغ را زير مرغ بگذارند بعد از 21 روز احتمالا يك جوجه از تخم بيرون مي آيد....اما در تهران ممكن است از تخم مرغ هر موجودي بيرون بيايد...مثلا يك شتر.
اگر گفتيد فرق محل كار ايراني ها و امريكايي ها چيه؟
مردم امريكا در خانه استراحت مي كنند...در اداره كار مي كنند و در خيابان تفريح...اما مردم ايران در خانه تفريح مي كنند...در اداره استراحت و در خيابان كار.
اگر گفتيد فرق يك نويسنده ايراني با يك نويسنده آلماني چيه؟
يك نويسنده آلماني وقتي نوشته هايش چاپ شد معروف مي شود و يك نويسنده ايراني وقتي جلوي چاپ نوشته هايش گرفته شد معروف مي شود.
اگر گفتيد فرق يك تاجر ايراني با يك تاجر عرب چيه؟
تاجر عرب از وقتي شناخته شد موفق و خوشبخت مي شه... اما تاجر ايراني از وقتي شناخته شد ناموفق و بد بخت مي شه.
اگر گفتيد فرق پليس راهنمايي و رانندگي ايران با جاهاي ديگه دنيا چيه؟
در همه جاي دنيا وقتي ترتفيك ايجاد بشود سرو كله پليس راهنمايي و رانندگي پيدا مي شود...اما در ايران وقتي سرو كله پليس پيدا مي شود ترافيك ايجاد مي شود.
اگر گفتيد فرق يك آدم موفق در ايران با ساير نقاط جهان چيه؟
در همه جاي دنيا وقتي كسي موفق شود همه به او نزديك مي شوند و با او شريك مي شوند و به او كمك ميكنند ...اما در ايران وقتي كسي موفق شود همه از او فاصله مي گيرند و رابطه شان را با او قطع مي كنند و جلوي كارش را مي گيرند.
اگر گفتيد فرق يك زنداني در ايران با يك زنداني در اروپا و امريكا چيه؟
در اروپا و امريكا وقتي كسي زنداني مي شود اعتبارش را از دست مي دهد...اما در ايران وقتي كسي زنداني مي شود اعتبار به دست مي آورد.
اگر گفتيد فرق سيستم اداري ايران با سيستم اداري كانادا چيه؟
سيستم اداري كانادا چون كار مردم را راه مي اندازد و به آنها كمك مي كند از مردم پول مي گيرد....اما سيستم ادارري ايران چون جلوي كار مردم را مي گيرد از آنها پول مي گيرد.
اگر گفتيد تفاوت دشمن در ايران و جاهاي ديگر دنيا چيه؟
در همه جاي دنيا وقتي آدم دشمن داشته باشد جلوي كارش گرفته مي شود....در ايران وقتي آدمها دشمن داشته باشند تازه انگيزه كار پيدا مي كنند.
اگر گفتيد فرق يك ماشين در تهران با بلژيك چيه؟
در بلژيك وقتي شما يك ماشين مي خريد دائما قيمت آن كم مي شود....اما در تهران شما وقتي يك ماشين مي خريد دائما قيمت آن زياد مي شود.
اگر گفتيد فرق موسيقي در تهران با موسيقي در جاهاي ديگر دنيا چيه؟
در همه جاي دنيا وقتي موسيقي در مكان عمومي پخش مي شود صداي آن زياد مي كنند و وقتي در خانه پخش مي شود صداي آن را كم مي كنند....اما در ايران وقتي موسيقي در خانه پخش مي كنند صداي آن را زياد مي كنند و وقتي در مكان عمومي آن را پخش مي كنند صداي آن را كم مي كنند.
اگر گفتيد تفاوت رييس جمهور ايران با رييس جمهور ديگر كشورها چيه؟؟؟؟
یکشنبه دهم تیر 1386
STOP
تا اطلاع ثانوي.....
دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386
بازی دیشب رو دیدید؟
معرکه بود.رئالی که تا ۲۵ دقیقه آخر تیم دوم جدول بود تونست بازی ۰.۱ باخته رو ۳.۱ ببره.
اگر این جام رو نمی برد دقیقا ۵ سال میشد که هیچ جامی نبرده.رئال مادرید...تیم کهکشانی ها....اوه ...
تازه فصل بعد هم نه دیوید بکهام بود نه روبرتو کارلوس.ولی حیف بود کسانی مثل رونالدو و زیدان و فیگو
نبودن.چون توی این تیم واقعا زحمت کشیدن.
خلاصه اینکه همه گل کاشتن.ریس...دیارا..کانا...دیوید....برادر گوتی... رائول....کاسیاس...سالگادو و.... .
من نتونستم دادن جام رو ببینم
چون دقیقا همون لحظه برق رفت و وقتی هم تموم شد برق اوومد![]()



پنجشنبه هفدهم خرداد 1386
افاضات جدید فاطمه رجبی در نقد خاتمی
همسر سخنگوی دولت احمدی نژاد مدعی است: "اي كاش اين رئيس خودساختهي گفتوگوي تمدنها
و اين انديشهگر دموكراسيخواه مورد قبول و استقبال امريكا و انگليس، تا اين حد تواضع نداشت و
"رساندن تعداد بيكاران به مرز 12 ميليون" و "معتادان ميليوني" و "گروگانگيري و شرارتهاي اشكار اشرار
در شهرها و مرزها"، و "يادگار عفن قمهكشي اوباش در تهران كه امروزه با آن برخورد ميشود"، و "اعمال
تروريستي منافقان در روز روشن" كه "شهادت صياد شيرازي و لاجوردي"، و "خمپارهاندازي به سپاه" و ...
را در پي داشت، و "شبه كودتاي 18 تير كه توسط اوباش هوادار او به انجام رسيد و ... و ... را به عنوان
مشتي از خروار دستاوردهاي آن "دوران سياه" اشاره ميكرد.
پنجشنبه سوم خرداد 1386
جامی به نام استرس ....

Ac Milan-Liverpool 21:45(
پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386
بشنو از این خموش....(2)
آیا هرگز با خود گفته ای که
"حیات بدبختی است."
چه نیازی به این همه ستاره است؟
نه
این انسان است که خالق حقارت است!
.
.
Have You Ever Felt That Existene Is Miserly?
What Is The Need Of So Many Star?
It Is Not A Poor Existence;No.
Poverty Is Man’s Creation.

